...
1- محبت کنید حلقه را از غلام کش بروید، دچار ِ حلقه به گوشی شده بیچاره!
2- نردبام ِ اندیشه ام از نداشتن میخ، فرو ریخت.
3- اشک از چشمانش سرازیرشد، سیل به راه افتاد.
4- گذر ِ ثانیه ی سقوط ِ سنگ به چاه، عمق فاجعه بود.
5- کاشکی را کاشتم، ولی یخ زد.
6- قانون حیات خلوت، به هرج و مرج ِ آشوب هایم می خندد.
.
.
و یک جمله ی قصار:
* بهار تنها فصلی از عبور است، چشم عبور از زمستان را هم داشته باشیم.
و...
سلام
شاید به روز شدن بعدی این وبلاگ، به دلیل نزدیکی امتحانات پایان ترم و بعدش ... مدتی طول بکشه.
از همه دوستانی که میان و نظر میدن نهایت تشکر رو دارم
و...
- بعد از چهار سال انتظار، "تولدت مبارک" متولد کبیسه!
- آنقدر اشک ازچشم هایش بارید که یادم رفت سوژه ای برای گریه داشتم.
- کیس انتخابیِ *جوان ناشی، با حکم چشمانش کلید خورد.
........................................
* شاید برای ازدواج![]()
کاریکلماتور
- شگفتا!با سلام عزراﺋیل توبه ی گناهکار ارتفاع می گیرد.
- هر چه از تفکر بالا می روم بیشتر از ارتفاع سقوط می کنم.
کاریکلماتور
- فریادم را پلمپ خواهم بود تا ابدبت حضورم.
- ققنوس با آتش زدن خودادامه ی حیات فرزندانش را نوید داد."این کاریکلماتور نیست"
- پنج وارونه منطق عاشق و معشوق است.

